خرید بک لینک
من فاحشه ای هستم که همخواب همسرم شده ام روحم باکره نیست و به قلبم تجاوز شده است دوست داشتن کسی در گذشته ام داغی ست بزرگ بر پاکدامنی احساسم... من فاحشه ی خانه ی مردی هستم که برای اولین بار جسمم را لمس کرده دخترانگی ام را به او بخشیده ام اما زنی هفتاد ساله ام در دوست داشتن تو .... شعر:رهاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد پورحسین تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:17

باید تمامم کنی  وگرنه تو می مانی و منی که نداری اش  باید تمامت کنم  وگرنه من می مانم و خودم که ندارمش باید تمام کنیم این حس لعنتی را  وگرنه ما می مانیم و عشقی که نداریم اش ...ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد پورحسین تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:17

چه کنم....

برچسب: نویسنده: سجاد پورحسین تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:17

همه چی از اونجا شرو شد که فکر کردم میتونم کل دنیا رو نجات بدم . فکر کردم کافیه اراده کنم اونوقت همه چی خوب میشه . دیگه فقری باقی نمیمونه . دیگه بچه ای بی محبت بزرگ نمیشه . دیگه هیچ کس لازم نیست زجر بکشه . فکر کردم میتونم جلوی ظلم قد علم کنم و بشم قهرمان دنیای مادی . فکر کردم راحته . آسونه . اما حالا می دونم که هیچی اونقدر که تو فکرمون آسونه تو دنیای بیرون آسون نیست . می دونم که کاری از دستم برنمیاد . اگر هم بیاد به کل دنیا نمیرسه . میدونم اینو که نمیشه قهرمان شد . اما یه چیز دیگه رو هم فهمیدم . اینکه میشه قهرمان زندگی خودم باشم . حداقل این یکی امکان پذیره . میتونم برسم به آرزوهام . به خواسته هام . میتونم دنیای خودمو بسازم . حالا باید برم دنبال آرزوهام ... برچسبـهـ ـا : دل نوشتهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد پورحسین تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:17

دورترین نقطه ی پرگار زمین  روی دلتنگی من می چرخد  به تمنای تماشای رخ ماهت دوست  دل من قدم قدم این شهر را می گردد... رها ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد پورحسین تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:17

کاش  دستم به آسمان برسد  ماه را بردارم  بگذارم لای موهایم  شب که شد  بتابم به تنهایی ات ...ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد پورحسین تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:17

کجا رو بگردم پی پیرهنت  که بوی تنت پر کنه ریه مو  من از دست دادم تمام تو رو  ولی بعد من زیر بارون نرو...   قسمتی از شعر جدیدم .ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد پورحسین تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:17

چه کنم....

برچسب: هوای,دیدنت, نویسنده: سجاد پورحسین تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:33

برچسب: نویسنده: سجاد پورحسین تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:33

دیشب تصویری با مامان اینا حرف زدم . مامان خوشحال بود آخه شنبه محمد (داداش کوچیکه من ) دوره ی آموزشی سربازیش تموم میشه و از کرمان برمیگرده خونه . هنوز معلوم نیست بقیه ی خدمتشو کجا می گذرونه ولی خودش میگه هرجایی بهتر از کرمانه . من که امیدوارم بیاد پیش من . دیگه نمیتونم تنها زندگی کنم . خسته شدم از این حجم دلتنگی . دو روزی هست که درد طاقت فرسای کلیه رو دارم تحمل میکنم . رفتم دکتر گفت هیچی نیست از کمادامه مطلب

برچسب: میخوام, نویسنده: سجاد پورحسین تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:33

برچسب: نویسنده: سجاد پورحسین تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:33

همه چی از اونجا شرو شد که فکر کردم میتونم کل دنیا رو نجات بدم . فکر کردم کافیه اراده کنم اونوقت همه چی خوب میشه . دیگه فقری باقی نمیمونه . دیگه بچه ای بی محبت بزرگ نمیشه . دیگه هیچ کس لازم نیست زجر بکشه . فکر کردم میتونم جلوی ظلم قد علم کنم و بشم قهرمان دنیای مادی . فکر کردم راحته . آسونه . اما حالا می دونم که هیچی اونقدر که تو فکرمون آسونه تو دنیای بیرون آسون نیست . می دونم که کاری از دستم برنمیاادامه مطلب

برچسب: قهرمان, نویسنده: سجاد پورحسین تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:33

دورترین نقطه ی پرگار زمین روی دلتنگی من می چرخد به تمنای تماشای رخ ماهت دوست دل من قدم قدم این شهر را می گردد... رها ادامه مطلب

برچسب: ماتم,خاکستری, نویسنده: سجاد پورحسین تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:33

شاد بودن یه اتفاق نیست ...یه انتخابه !

برچسب: زندگی,تموم,میشه, نویسنده: سجاد پورحسین تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:33

چند سالیه که تنها زندگی میکنم . فکر میکردم به مرور زمان عادت می کنم و دلتنگیام کمتر میشه که البته تو سالای اخیر کمتر هم شد ولی حالا احساس شدید دلتنگی دارم . دلم مدام هوای خونه ی پدری رو می کنه . انگار که دلم پر میزنه برای روزهای خوب بچگی . اون موقع فکر میکردم بزرگ شدن برای بقیه اتفاق میفته و من قرارادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد پورحسین تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 5:13

صفحه بندی